بسم الله الرحمن الرحیم
چند صباحی است که از عمروبلاگ می گذرد،تصمیم گرفته بودم که دریکی از اولین پستهایم شعری از مرحوم محمد امینی پینوندی را زینت بخش این وبلاگ کنم،شاعری که درجستجوی حقیقت بود ورفته بود تا بیابد خدایش را، ودنبال چیزی می گشت که می دانست......،نه دنبال شهرت بود ونه دنبال نانی به هوای شعرش وبرای دل خودش شعرمی گفت،حتی نوشته ها وشعرهایش را به کسی نشان نداد،گویی راضی به انتشار آنها هم نبود.
اما پینوندی های زیادی دوست دارند که راجع به ایشان بدانند وشعرهای بیشتری از ایشان بخوانند،ودرنظرات خصوصی وعمومی خود وهمینطوردرایمیلها از بنده خواسته اند که زندگینامه ایشان را بر روی وبلاگ بیاورم،که البته من نمی توانم این کار را انجام دهم،چون اجازه ای ازطرف خانواده ایشان ندارم،واگرهم از اشعارایشان در وبلاگ استفاده می شود با شناختی که از خانواده ایشان دارم برمن خرده نخواهند گرفت و احساس وظیفه نیز می کنم،به هر حال تنها کاری که درحال حاضرمی توانم انجام دهم این است که کتاب مجموعه اشعار ایشان به نام"حکایت آدم این خانه" را معرفی کنم تا بتوانید آن را تهیه کنید،البته چاپ اول این کتاب درسال 1378 توسط انتشارات مشتاق به تعداد 2000 جلد منتشر گردیده است. دراینجا نیز یکی ازاشعارزیبای ایشان را برای شما می آورم.
«..........»
اگر به جستجوی حقیقت می روی
دوستِ من
قطره کافی ست تا دریا بشناسی
اگربه جستجوی نان بودی دوستِ من
بوی آن را بجوی
وبردرگاه هردکانی
طعم آن رافریاد کن
اگربه جستجوی خویشتن می روی
دوستِ من
با خویشتن سرود عشق را
آواز کن
آنچنان که شادابی را
غروررا واعتماد را
درکاسهٴ شکسته ای
جستجوکنی
اگر به جستجوی حقیقت می روی دوستِ من!